تبلیغات
مهاجر - بسته شد آغوش تابستان

بسته شد آغوش تابستان

نویسنده :حمید مهاجر
تاریخ:چهارشنبه 13 دی 1391-10:51 ق.ظ




پشت خرمنهای گندم

لای بازوهای بید

آفتاب گرم کم کم رونهفت

بر سر گیسوی گندمزارها

بر فراز سینه ی پر بار دشت

بوسه ی بدرود تابستان شکفت

از تو بود ای چشمه ی جوشان تابستان گرم

گر به هر سو خوشه ها جوشید و خرمن ها رسید

از تو بود از گرمی آغوش تو

هر گلی خندید و هر برگی دمید

این همه شهدو شکر از سینه پرشور تست

در دل ذرات هستی نور تست

مستی ما از طلائی خوشه انگور تست

راستی را بوسه ی تو ، بوسه ی بدرود بود؟

بسته شد آغوش تابستان؟

خدایا......

زود بود!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر